
همه ی ما فرزندان هزاران پدر و هزاران مادر هستیم که
بزرگترین ناتوانی مشترکمان
تنهاییست
و
من هایی که در تنهایی بر تعدادشان افزوده می شود
من هایی تمام قد ایستاده روبروی من
من هایی که من هست!!!!!!!!
اما بی تو
بی هیچ پرده و حجاب
من هایی که من هست!!!!!!!
اما بی من
بی هیچ انتظار و خیال
من هایی که آهسته آهسته به دست و پای دل می پیچدُ.....
می تنند بر تن هایِ........ تنهاُ.....
آرام آرام نجوا می کنند که
این منم همان
منِ .....او
پ.ن:داستان منِ .......او ادامه دارد شاید روزی ادامه یادداشت را نوشتم
برچسب:
نویسنده: سجاد میرزایی